" /> نقد و برررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم
بایگانی
آخرین نظرات

ماهی و گربه (1392)
شهرام مکری

زمستان است و جشن بادبادک بازی دانشگاه هاست... کمپی در کنار رودخانه یا دریاچه ای واقع در جنگل های شمالی کشور... پرویز،لادن،مارال،مینا،نادیا،پروانه،پدرام،عسل،شهروز،کامبیز،... دختر و پسرهایی هستند که قرار است چند شبی را آنجا بگذرانند...و کلبه -رستورانی در نزدیکی و همسایگی کمپ و بابک و سعید و حمید که اداره کنندگان و ساکنین این کلبه -رستورانند.

ماهی و گربه فیلمی ست مستقل و تجربی در یک سکانس پلان 134 دقیقه ای(توجه دوستان را به این نکته جلب می کنم که تک شات 134 دقیقه ای در تاریخ سینما بینظیر است)،فرم غیرخطی فیلم اشباع شده از تکنیک زمان دایره ای ست،"این فیلم یک اثر مهندسی ست" لنز دوربین مکری با سرپرستی کلاری در یک مساحت هزار متری در 134 دقیقه بدون حتی یک کات با بازیگرانش می گردد و این گشت و گذار که سیری دوار دارد آنقدر تکرار می شود که ناگهان خود را در کنار شخصیت ها در حال چرخیدن می یابید و همراه با آنها واقعیت را از پرسپکتیو هر یک از آنها بصورت جداگانه بررسی می کنید...

شخصیت پردازی مکری برای من از نقاط قوت فیلم بود... با وجود داستان غیرمعمول و شیوه ی روایت غیرمعمول هیچ یک از شخصیت ها غیرمعمولی نیستند!... مخاطب می تواند برای آنها گذشته ای چندخطی در حافظه اش ذخیره کند حتی با کاراکترهایی که اسمشان هست ولی تا پایان فیلم نمی بیند(نظیر حمید که در دقایق پایانی وارد قاب می شود)... شخصیت ها عمق دارند و حتی بعضی از آنها و داستانشان را می شود طرح فیلمنامه ای جدید قرار داد و با آنها فیلم ساخت... از شیوه ی گفتگو و دیالوگ ها و حتی موسیقی کلاسیک مورد پسند بابک و سعید و حمید (نام شخصبت قاتلان فیلم)،می توان فهمید که آنها انسان هایی تحصیل کرده و مبادی آداب و روشنفکرند و همین آنها را ترسناک تر می کند... مخاطب را متوهم می کند که تهدید و رعب و وحشتی که از ابتدای فیلم گریبانگیرش است ممکن است هر جایی در اطرافش حتی در لبخند تماشاگر بغل دستی اش در سالن سینما موجود باشد...

متن نوشته شده ی ابتدای فیلم خبر می دهد که سال 77 جنایاتی رخ داده است و کم کم در خلال فیلم می فهمیم که این جنایات همچنان ادامه دارند و قاتلین هنوز هستند پس هیچ واقعیتی را پایانی نیست...پایان بندی فیلم یعنی جایی که قرار است اولین قتل را ببینیم دوربین روی برمی گرداند و قاب با رویای کاراکتر مقتول پر می شود... گروه موسیقی پالت!...پشت دوربین دختری در حال قربانی شدن است و مخاطب تنها رویای او را در فضای لایتناهی آسمان و بادبادک هاست که می بیند... واقعیت چیست؟؟! رویاهای انسان؟؟!...حقیقتن مکری شگفت آور است!

پی نوشت: بسیار خوشبخت و راضی ام که قبل از مرگ ماهی و گربه را دیدم،برای من تجربه ای خاص و ناب بود و امیدوارم عمری باشد و قبل از مرگ ماهی و گربه 2 را که مکری مژده ی ساختش را داده ببینم چرا که در آن چگونگی انجام قتل ها را خواهم دید!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی