" /> نقد و برررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم
بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برترین آثار سینمای جهان» ثبت شده است

شهوت
سه اپیزود
کارگردانان:ونگ کاروای-استیون سودربرگ-میکل آنجلو آنتونیونی
محصول :2004
فیلمی که سه کارگردان خوب باسه نگاه متفاوت وروانشناختی به شهوت انسان ساخته اند؛دراپیزوداول یک فاحشه ورابطه باخیاطش نشان داده میشود؛میزانسن وقاب بندی خوب کاروای درمحیط بسته باقصه ای که رفتارجنسی بیمارگونه ای شکل میگیرد؛دراپیزوددوم مردی به نزد روانکاو آمده ودرحال تعریف خوابی است که هرشب میبیند ودرهمان حال روانکاوبادوربین رابطه ای رادید میزند سودربرگ با سیاه وسفید کردن زمان حال ورنگی کردن خواب ؛خیالهاو فانتزیها جنسی رابخشی واقعی از رابطه ها میداند که ما قادربه پذیرش آن درجهان نیستیم امااتفاق می افتد زیراواقعیست؛دراپیزودسوم آنتونیونی رابطه یک زن بامردغریبه رانشان میدهد وهیچ اتفاق نگران کننده ای نمی افتد؛چون اتفاق اصلی مشاجره زن وشوهرقبلش رخ داده؛درواقع فیلم به ترتیب اپیزود:وجود رابطه جنسی غیرمتعارف-متعارف بودن غیرمتعارف درشهوت-رابطه عادی همان رابطه ای است که غیرمتعارف است.وفیلم به هیچ عنوان با تفکر دگم جوردرنمیاد.بنظرم فیلم ارزش دیدن دارد حتی اگرضد ارزشها ماباشد.


فیلم eros


Some Like It Hot
بعضی ها داغشو دوست دارند
1959
بازیگران : مریلین مونرو ، تونی کرتیس ، جک لمون
کارگردان : بیلی وایلدر
ژانر : کمدی
IMDb : 8.3 / 10
بعضی‌ها داغشو دوست دارن یک فیلم کمدی-رومانتیک محصول سال ۱۹۵۹ به کارگردانی بیلی وایلدر و با شرکت مرلین مونرو، تونی کرتیس و جک لمون است. این فیلم بازسازی یک فیلم فرانسوی محصول ۱۹۳۵ می‌باشد. بنیاد فیلم آمریکا این فیلم را به عنوان برترین فیلم کمدی تاریخ انتخاب کرده‌است.

جک لمون و تونی کرتیس که دو نوازدهٔ تهی دست هستند به طور تصادفی شاهد تصفیه حساب گانگسترها و کشتار روز سن والتین هستند. آن‌ها برای فرار از دست گانگسترها لباس زنانه می‌پوشند و خود را جای 2 نوازنده ی ساکسیفون و بیس جا میزنند و در این راه هر دوی آن ها عاشق مرلین مونرو که یکی از نوازندگان این گروه است میشوند و رقابت جالبی بینشان شکل میگیرد.

فیلم بعضی ها داغشو دوست دارند

  • نویسنده

Apocalypse Now
اینک آخرالزمان
1979
بازیگران : مارتین شین ، مارلون براندو ، رابرت دووال
کارگردان : فرانسیس فورد کاپولا
ژانر : درام ، جنگ
IMDb : 8.5 / 10

کارگردان آن فرانسیس فورد کاپولا، و فیلم‌نامه‌نویسان آن جان میلوس و فرانسیس فورد کوپولا هستند. داستان این فیلم برداشتی آزاد از رمان دل تاریکی نوشتهٔ جوزف کنراد است.

داستان :
در میانه جنگ ویتنام، ستوان ویلارد (مارتین شین) بر طبق فرمانی کاملاً سری از ستاد مشترک ارتش آمریکا به دنبال سرهنگ کورتز (مارلون براندو) متمرد که در 
جنگلهای سخت‌گذر کامبوج پناه گرفته است می‌رود تا او را بکشد، اما...

نقش‌ها
مارلون براندو در نقش (سرهنگ والتر کورتز)
مارتین شین در نقش (بنیامین ویلارد)
رابرت دووال در نقش (سرهنگ بیل کیلگور)

جوایز
جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری برای ویتوریو استورارو
جایزه اسکار بهترین صدابرداری
نامزد اسکار نقش مکمل مرد برای رابرت دووال
نامزد اسکار آرایش صحنه
نامزد اسکار کارگردانی برای فرانسیس فورد کوپولا
نامزد اسکار تدوین
نامزد اسکار فیلم‌نامهٔ اقتباسی


فیلم اینک آخرالزمان

  • نویسنده

سریر خون 1957
آکیرا کوروساوا

از نمایشنامه ی مکبث اثر شکسپیر دو اقتباس توسط پولانسکی و اورسن ولز دیده ام اما اینجا کوروساوا در بهره برداری از یک نمایشنامه ی معروف و تبدیل آن به یک اثر سینمایی مستقل بسیار هنرمندانه و کوروساوایی عمل کرده است! کوروساوا با اقتباسی کم نظیر از مکبث در سریر خون یک سامورایی اصیل و خوشنام را که تحت نفوذ و القائات همسر آزمند و طماعش قرار دارد آهسته آهسته به شخصیتی پست فطرت و ناجوانمرد تبدیل می کند و او را وادار به خیانت در حق اربابش می کند تا جایی که در منزل خود مهمانش را به قتل می رساند...
واشیزوی  کوروساوا میخواهد از طریق قدرت خود را بالا بکشد،او خودخواه و مغرور نیست ولی عطش قدرت و وسوسه های آساجی همسرش از او آدمکشی خائن و جنایتکار میسازد!
طراحی گریم آساجی همسر واشیزو شبیه به صورتک های ترسناک نمایشنامه های ژاپنی ست که هیچ حسی را منتقل نمی کنند،و همین نداشتن میمیک بنظر من بسیار تاثیرگذار است و من خیلی دوستش داشتم.
در سریر خون جنگل نمادی از شیطان و آلودگی نفس است،جایی که پیرزنی شبیه به روح سرگردان پیش بینی میکند واشیزو به قدرت خواهد رسید و تنها راه شکست خوردنش این است که جنگل به سمت او حرکت کند و در نهایت جنگل که همان شهوت قدرت است به سمت او حرکت می کند...نکته ی جالب دیگر برای من نگاه  کوروساوا به موجودات ماورائی داستانهایش است،آنها باوجود ترسناک بودن بد و شرور نیستند،فقط اخبار و وقایع بد و شوم را پیشگویی میکنند و به هیچکس آسیبی نمیزنند،و تصمیم گیری بر سر دوراهی شر و نیکی را بر دوش انسان رها می کنند.
پایان بندی فیلم با بازی بینظیر توشیرو میفونه و جنگ و گریز اتاق به اتاق او با سربازان شاه تماشاییست و من در جایی خواندم که پرتاپ پیکان ها که از جنس خیزران بوده اند طبیعی و بدون جلوه های ویژه انجام شده و این امر بر ترس و وحشت میفونه و بازی شاهکار او قطعن تاثیرگذار بوده است.
تصاویر آغازین و پایانی فیلم سنگهای قبر است،سرنوشت محتوم انسان ها و پایان تعلقات و جاه طلبی های زمینی...یک تکه سنگ!

سریر خون

  • نویسنده

چند زندانی برای یک هفته مرخصی میگیرند تا خانواده ی خود را ملاقات کنند

"علی" میبیند که همسرش به او خیانت کرده و از روی هوس با مردان زیادی همبستر شده.خانواده اش به او فشار میاورند که زنش رو بکشد و این لکه ی ننگ رو از خانواده پاک کند
"صالح" که در جریان یک دزدی،باعث کشته شدن برادر زنش شده،از طرف خانواده همسرش طرد شده و اجازه دیدن زن و بچش رو نداره
"عمر" به امید یک هفته ارامش و اسب سواری در دل طبیعت به روستاشون میره.اما میبینه منطقه درگیر جنگهای داخلیه.تعدادی از دوستاش کسته شدن..کسی جرات بیرون رفتن از خونه رو حتی نداره

فیلم "جاده" منو این جمله از چگورا انداخت که "به راستی زندان کدام سوی میله هاست؟"
دنیایی پر از درد،کینه و خشونت...دنیایی سراسر از کثافت که فرقی تحمل زندان رو خیلی اسونتر میکنه
ییلماز گونی،تو این فیلم،تعصبات و عقاید تند مذهبی مردم زمانه خودش رو نقد میکنه و نشون میده افکار پوچ و عقاید خشک از جامعه زندانی درست میکنه که زندگی تو اون فرقی با زندانی تو دل یه جزیره نداره
این فیلم خوب از سینمای ترکیه رو از دست ندین

فیلم جاده

  • نویسنده

Rashomon
محصول : ژاپن
سال تولید : 1950
کارگردان : آکیرا کوروساوا 
فیلمنامه نویس : آکیرا کوروساوا ,شینوبو هاشیموتو 
بر اساس داستان کوتاهی از ریونوسوکه اکوتاگاوا 
بازیگران :
توشیرو میفونه ، ماچیکو کیو ، ماسایوکى مورى و تاکاشى شیمورا
جوایز :
شیر طلایی جشنواره ونیز
اسکار افتخاری بهترین فیلم خارجی
خلاصه داستان :

باران شدیدی در حال باریدن است و شهر را آب فرا گرفته به دروازه ی نیمه متروک راشومون میرویم جایی که یک هیزم شکن و یک راهب در آنجا پناه گرفته اند تا بارش باران کندتر شود. در همین حین نفر سوم نیز وارد میشود که فردی روستایی است بعد از مدتی هیزم شکن و راهب تصمیم میگیرند داستان دادگاهی که چند روز پیش شاهد آن بودند را برای مرد روستایی تعریف کنند، قصه ای که آن هم مربوط به 3 نفر است. ماجرای حمله راهزنی به یک تاجر و همسرش .اما داستان وقتی به اوج خود میرسد که گزارش شاهدان عینی از واقعه ضد و نقیض است .روایت هر کدام را در مورد آن روز را میبینیم 4 روایت گوناگون و متضاد ....
شخصیت های فیلم در عین ساده بودن پیچیده هستند. چهار نفر حاضر در جنگل، یعنی راهزن، سامورایی ،زن و هیزم شکن. که این چهار نفر بار اصلی داستان را به دوش می کشند. و هر کدام داستان قتل سامورایی را به شکل های مختلف نقل می کنند. نکته ی جالب توجه درباره ی روایت ها اینکه، هرکدام از این شخصیت ها با پنهان کردن بخشی از واقعیت، داستانشان را آنگونه نقل می کنند که برایشان سودمند تر است. راهزن از شجاعت و مردانگیش می گوید، زن از پاکدامنی و احساس عذاب وجدان بعد از ماجرا ، روح مرد از غیرت و احساس علاقه نسبت به همسرش و هیزم شکن میخواهد هرکس را که با سرقت برملا شده اش ارتباطی داشته بد نام جلوه دهد و سرقت خود را توجیه کند.از منظر او راهزن،جانی،دزد و متجاوز است؛شوی بزدل است؛ زن وقتی در نبردی مرگبار مردی را در برابر مردی قرار میدهد حیله گر و پلید است.سرقت از چنین مردمانی دزدی نیست.
تمام اعترافات و صحبت ها در دادگاهی برگزار می شود که قاضی هیچگاه نمایش داده نمی شود و حتی صدایش را نمی شنویم واین قاضی خود بیننده است.
راشومون فیلمی است که پس از پایانش تازه شروع میشود و در اعماق ذهن بیننده سوالاتی ایجاد میکند .
ببینید و بیندیشید.

فیلم Rashomon

  • نویسنده

The Mirror
The Mirror is a 1975 Russian art film directed by Andrei Tarkovsky.

آینه» (1974) یکی از زیباترین حدیث نفس‌های تاریخ سینماست. تصاویر فیلم چنان است که گویی خاطرات تارکوفسکی را در رویایی سحرانگیز شاهد هستیم. تارکوفسکی عمداً توالی زمانی خاطرات را بر هم می‌ریزد، درست مانند این است که تکه‌های زمانی گذشته را با منطق خواب به یاد می‌آوریم. در میان این خاطرات دو چیز پررنگ‌تر می‌یابیم: مادر و خانه کودکی. تارکوفسکی در فیلم آینه مادر (ماریار ناتالیا) را با تمام حالات روحی‌اش به تصویر کشیده است به یاد بیاوریم نماهای نزدیک از چهره مادر ( با بازی زیبای مارگریتا ترخووا) را در حال اشک ریختن یا لبخند زدن که با جزئیات دقیق نشان داده می‌شود. تارکوفسکی برای ثبت واکنش‌های مادر در فیلم تا آنجا پیش می‌رود که موقع صحبت کردن پدر و مادر، حتی وقتی پدر حرف می‌زند او را نمی‌بینیم، در عوض دوربین روی مادر ثابت می‌ماند و واکنش‌های او را به تصویر می‌کشد. یا به یاد بیاوریم. خاطره‌ای از مادر را در سکانسی که در زمان گذشته و در دوران استالین می‌گذرد.
مادر ترسیده و فکر می‌کند سهواً اشتباهی در متون چاپی انجام داده است. با عجله به چاپخانه می‌رود و وقتی خیالش راحت می‌شود و پی می‌برد که اشتباهی نکرده، سرش را روی میز می‌گذارد، دستش را در میان موهایش فرو می‌برد و آرام می‌گرید با آمدن همکارش در میان گریه، لبخند می‌زند و بعد از حرف‌های نیش‌دار دوستش دوباره بغض می‌کند و می‌گرید و همه اینها با جزئیات کامل در چهره مادر نشان داده می‌شود. داچا (کلبه روستایی چوبی) که یادآور دوران کودکی تارکوفسکی است در جای جای فیلم حضور دائمی دارد بی جهت نیست که تارکوفسکی می‌گوید: «آینه را می‌توان داستان یک خانه قدیمی نیز دانست» تارکوفسکی در یادآوری خاطرات گاه چنان در جزئیات فرو می‌رود که موجب شگفتی تماشاگر می‌شود: محو شدن لکه بخار از روی میز، خاموش شدن تدریجی یک چراغ نفتی، جمع کردن سکه‌ها از روی زمین. ..فکر میکنم جالب باشه بعد از دیدن این فیلم تصاویر کودکی تارکوفسکی بهمراه مادرش رو ببینید که به نوعی الهام بخش او در ساخت این اثر بوده.

فیلم آینه

  • نویسنده