" /> نقد و برررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم

نقد و بررسی آثار فاخر سینمای جهان و معرفی فیلم و فیلمسازان

نقد و بررسی و معرفی فیلم
بایگانی
آخرین نظرات

۱۰ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

کمال تبریزی. . .
متولد 1338 در تهران...در سال 1356 در رشته مهندسی راه و ساختمان وارد داشگاه پلی تکنیک شد...لعد از انقلاب وارد تلوزیون شد...بعد از جنگ تغییر شته میدهد و در در رشته سینما از مجتمع دانشگاهی هنر فارغ التحصیل میشود...فعالیت حرفه ای در سینما با دستیاری کارگردان با ابراهیم حاتمی کیا در فیلم هویت آغاز میکند...اولین فیلم خود را با فیلمنامه خودش به نام عبور کارگردانی میکند...از آن دسته فیلمسازانی است که کار خود را با فعالیت در حوزه فیلم های جنگ آغاز کرد...بعد از ساختن چند فیلم در همین حوزه به سراغ فیلم کمدی لیلی با من است میرود و با استقبال خوبی از سوی مخاطبین هم روبه رو میوشد...در کارنامه فیلمسازی اش فیلم های خوبی میتوان یافت...در معروفترین فیلمش مارمولک که فیلمنامه آن به وسیله پیمان قاسم خانی نوشته شده است دست به یک تجربه جدید در سینمای ایران میزند(که یک کپی برداری ار فیلم ما فرشته نیستیم میباشد)...تبریزی از کارگردانانی است که توانایی خلق موقعیت های مختلفی را فیلم هایش را دارد...و در ژانر های مختلف هم فیلم هایی را ساخته است...و دست به تجربه های جدید و نو در فیلمسازیش میزند...
برخی از فیلم هایش:
پایان کودکی(1372)
شیدا(1377)
گاهی به آسمان نگاه کن(1381)
مارمولک(1382)
  • نویسنده

باد ما را خواهد برد
عباس کیارستمی

من مرگ را سرودی کردم. – احمد شاملو

باد ما را خواهد برد را از همه تجربه های کیارستمی بیشتر می پسندم و به گمانم اگر پیش از "طعم گیلاس" ساخته می شد ، هم کن را می برد و هم کیارستمی را بزرگتر از این که هست ، می کرد . عده ای تهرانی برای ساختن فیلمی مستند از مراسم عزاداری در کردستان ، به روستایی می روند. قرار است پیرزنی بمیرد و دوستی این خبر را پیش از وقوع به گروه داده است . گروه به روستا می آیند و منتظر می مانند.اما پیرزن گویا قصد مردن ندارد

فیلم بیش از هر چیز درباره مرگ است. کیارستمی هدف گروه را از ما مخفی می کند اما می توانیم حدس بزنیم که هدف چیست : گروه انتظار مرگ را می کشد. گورستان روستا بر بالای تپه واقع شده است، در مکانی کاملا مشرف بر روستا. درختی هم که نشانه پیدا کردن روستا برای گروه است در گورستان واقع شده است. باد ما را خواهد برد، اما این باد تنها در گورستان است که در قاب کیارستمی جای می گیرد. فقط در گورستان باد می آید! مرد هم برای تلفن زدن(و ارتباط با جهانی که دیگر گونه زنده است و زندگی می کند) مجبور است به گورستان برود. جوانی در گورستان قبر می کند و پیرزنی در حال مرگ است.

تکنیک کیارستمی در "باد ما را خواهد برد" نشان ندادن است. زیرا مرگ از نظر او وجه پنهان زندگی است. در فیلم بسیار چیزها هست که نمی بینیم. از اعضای گروه فقط مرد را می بینیم. پیرزن در حال مرگ و جوان گورکن را هرگز نمی بینیم. درخت نشانه روستا را با تاخیر و خیلی بعد از اعضای گروه می بینیم. و این هنر کیارستمی است که در هنری که ذاتش نمایش است، نشان نمی دهد اما ارتباط برقرار می کند و انتقال می دهد.
کیارستمی مرگ را سرودی کرده است

  • نویسنده

زنی در ریگ روان ..........Woman.in.the.Dunes
نویسنده : کوبه ابه 
سال تولید : 1964
کارگردان : هیروشی تشیگاهارا
خلاصه داستان :
این فیلم روایتگر داستان مردی است که به‌همراه زنی جوان در یک دهکده ساحلی دورافتاده، در ته گودال پهناور شنی گرفتار شده‌است. نویسنده در این رمان اسطوره انسان را با شکلی استادانه روایت می‌کند. آبه با به‌کارگیری عناصر محدود داستان، به بیان رنج زیستن به همراه تلاش بیهوده انسان را برای رسیدن به آرزوهای بی‌سرانجام‌اش می‌پردازد
جوایز : جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم کن (۱۹۶۴)
چند روز پیش در یکی از پستهای این گروه بحث خیلی خوبی به وجود امد 
که از این قرار بود 
معیار ها سینما چی هستند و چه کسانی مشخص میکنن 
که انگیزه شد تا من این پست با قلم ناتوانم ( البته کیبورد ناتوان درست تره ) بنویسم
معیارها سینمایی نه بیننگان مشخص میکنن و نه منتقیدینی که به دلایل مختلف که همه شما بهتر میدونید همواره در بعضی موارد جهت دار صحبت میکنن متاسفانه که نمونه های داخلی و خارجی زیاد در موردش زیاد هست 
یه جمله معروف در ادبیات ما هست 
ان چه که عیان است چه حاجت به بیان است 
حالا چه ربطی داشت ؟
معیار های سینما را خود سینما مشخص میکنه 
این کارگردان ها هستند که با سینما قدرتمندشون به ما ثابت میکنن که سینما واقعی یعنی چی 
این کارگردان ها هستند که با میزانسن با قاب بندی ها با نورپردازی ها با حتی انتخاب بازیگر با... مشخص میکنن سینما یعنی چی 
حالا این فیلم ( زنی در ریگ روان ) تمام معیار ها سینمایی داره به معنی تمام کلمه 
ببینید لذت ببرید و البته در موردش مطلب بخوانید و نظر بدهید

پ ن 1 : به لینک زیر بروید نقد جالبی در مورد فیلم هست 
http://lilymoslemi.blogfa.com/post-259.aspx
پ ن 2 : از امروز تصمیم گرفتم هر چند روز یک بار یک فیلم از سینما کشور های مختلف به همین سبک و روش معرفی کنم الیته ابن کار وقت و انگیزه میخواد امیدوارم بتونم این انگیزه از شما بگیرم

  • نویسنده

جزیره شاتر
مارتین اسکورسیزی
فیلمی معمایی که مارتین اسکورسیزی تمام تلاشش رو انجام میده تا ابهام رو به بیشترین حد موجود در فیلم بالا ببره . متفاوت ترین کار عمو مارتی در مجموع کار خوبی از آب در اومد . با اولین تماشای فیلم خیلی از سکانس ها به نظرتون بی معنی و اضافه میاد و بیننده احساس میکنه که بعضی از دیالوگ ها و سکانس ها صرفا برای رد گم کنی در فیلم گنجانده شده و فقط هدفش ایجاد یک ابهام در ذهن بیننده است . اما وقتی دوباره و دوباره فیلم رو میبینی به خوبی متوجه میشی که اکثر سکانس های فیلم کاملا هدفمند طراحی شدن و مثل یک پازل همدیگرو تکمیل میکنن ...
تدی دانیلز یک مارشال ارتش آمریکاست که برای یک ماموریت مشکوک وارد یک جزیره مرموز میشه . چاک دستیار تدی سابقه هیچ آشنایی قبلی با تد رو نداره و اولین جرقه در ذهن بیننده اونجا زده میشه که چاک حتی بلد نیست اسلحه رو از کمرش باز کنه . در ادامه سر نخ های ریز و هنرمندانه ای به بیننده داده میشه که تقریبا ما یقین پیدا کنیم که چاک یک پلیس نیست. فیلم تا حدود دقیقه 45 روال عادی رو طی میکنه و بیننده احساس میکنه که مشغول دیدن یک فیلم جنایی هست که در اون یک بیمار روانی به طرز بسیار مشکوکی فرار کرده . اما بعد از مکالمه تد و چاک در قبرستان فیلم وارد فاز جدیدی میشه و چالش های فیلم از این مرحله شروع میشه .
به راحتی نمیشه فهمید کدوم سکانس حاصل توهم تد هست و واقعیت نداره و کدوم سکانس واقعیته و این فیلم رو جذاب میکنه . به درستی نمیشه حدس زد که ملاقات تدی با جرج نویس در زندان توهمه یا ملاقاتش با راشل سولاندو در غار . اگر فرض رو بر واقعی بودن دیدار تدی با جرج نویس بگیریم اونوقت تدی میشه یک بیمار روانی که برای فرار از شخصیت واقعیش داره صحنه سازی میکنه و اگه دیدار تدی با راشل واقعیت باشه اونوقت تدی یک مارشال ارتش آمریکاست که به فعالیت های مشکوک دولت در این جزیره مشکوک شده و دولت هم با طرح یک نقشه تدی رو به جزیره میکشونه و در اثر داروهای دکتر کاولی تدی دچار توهم میشه و به اون انگ دیوانگی میزنن و برای همیشه در اون جزیره باقی میمونه. 
هرچند برای اکثر بیننده ها و منتقدان تدی یک بیمار روانیه و ظاهرا محتملترین گزینه هم همین نتیجه گیریه ولی هنر اسکورسیزی در این فیلم این بود که تونست برای ساعاتی ذهن بیننده رو به جایی بکشه که شاید تدی یک مارشاله و با طرح قبلی به جزیره آورده شده . 
و قشنگترین دیالوگ فیلم هم به نظرم اونجاییه که راشل سولاندو میگه : وقتی بهت انگ دیونگی بزنن دیگه به هدفشون رسیدن . نکته جالب در مورد دیونه ها اینه که اونا واقعیت ها رو هم اگه بگن باز کسی به حرفشون گوش نمیده چون میگن دیونس ...


  • نویسنده

بهمن قبادی
زاده ۱۳۴۸

او در سال ۱۳۴۸ در بانه در استان کردستان به دنیا آمد.
تحصیلات متوسطه‌اش را در سنندج به پایان برد و سال ۱۳۷۱ برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران رفت و در رشته سینما در دانشکده صدا و سیما مشغول به تحصیل شد، ولی دانشگاه را رها کرد و به انجام نرساند. او معتقد است هر آنچه در سینما دارد حاصل تجربیاتی است که با ساختن فیلم‌های کوتاهش به دست آورده.
قبادی در سال‌های پایانی دهه ۶۰ به عکاسی هنری و صنعتی روی آورد. تأثیر عکاسی در نگاه او به جهان تصویر گرش انکار ناپذیر است. پس از آن، با ساخت فیلم‌های هشت میلی‌متری به فیلم‌سازی روی آورد. حاصل آن دوران، تعدادی فیلم داستانی و مستند هشت میلی‌متری است. فیلم‌های کوتاه قبادی از نیمه دهه ۱۳۷۰ مورد توجه قرار گرفتند و توانستند جوایز داخلی و خارجی متعددی را نصیب قبادی کنند.
با فیلم زندگی در مه، مسیر تازه‌ای در کارنامه او گشوده شد. این فیلم جوایز متعدد بین‌المللی را به دست آورده و عنوان «پر افتخارترین مستند تاریخ ایران» را نیز به خود اختصاص داده‌است. وی با ساخت فیلم بلند زمانی برای مستی اسب‌ها به جرگه فیلم‌سازان حرفه‌ای پیوست. این فیلم، نخستین فیلم مستند کردی زبان تاریخ سینمای ایران است.
آوازهای سرزمین مادری‌ام دومین فیلم بلند اوست. فیلمی با زبان و ساختاری یکدست که امکانات بصری را نیز به تصویر می‌کشد.
لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند سومین فیلم قبادی‌ست که به نحوی مهم‌ترین اثر او نیز هست. فیلمی که بیش از هر اثر دیگری توانست مرزهای سرزمین کردستان را بر روی جهان بگشاید.
بهمن قبادی در انجمن سینمای جوانان سنندج به عنوان عکاس فعالیت دارد.
نظرات سیاسی
بهمن قبادی خواهان دموکراسی برای ایران است و از جنبش سبز حمایت می‌کند.وی هم‌چنین خواهان یکپارچگی همه ایرانیان از جمله کردها برای دستیابی به یک حکومت مردمی در ایران است. وی در سخنرانی خود در شصت‌ودومین جشنواره فیلم لوکارنو گفت: «به عنوان یک کرد ایرانی حاضر نیستم حتی یک وجب از خاک کشورم جدا شود
جوایز 
بهمن قبادی با فیلم نیمه‌مستند کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره با موضوع موسیقی زیرزمینی ایران جایزه ویژه «نوعی نگاه» و جایزه منتقدان فرانسوی در جشنواره کن ۲۰۰۹ را دریافت کرد.
جایزه دوربین طلایی فستیوال کن در سال ۲۰۰۰، جایزه ویژه هیات ژوری در فستیوال شیکاگو در سال ۲۰۰۰، برنده جایزه در فستیوال‌های مختلف در ادینبورگ، گیخون وسائوپائولو برای فیلم زمانی برای مستی اسب‌ها
لوح زرین جشنواره فیلم شیکاگو (۲۰۰۲), جایزه François Chalais جشنواره فیلم کن (۲۰۰۲), جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم سائو پائولو (۲۰۰۲), بهترین فیلم جشنواره سروینو ایتالیا (۲۰۰۲), جایزه چهارمین جشنواره حقوق بشر بوئنوس آیرس برای فیلم آوازهای سرزمین مادری‌ام
خرس شیشه‌ای - جایزه ویژه جشنواره برلین برای بهمن قبادی، پروانه زرین بهترین فیلم در جشنواره اصفهان، فیلم برگزیده تماشاگران و بهترین فیلم جشنواره مکزیکوسیتی (۲۰۰۵), فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره جهانی روتردام (۲۰۰۵), فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره سائو پائولو (۲۰۰۴) برای فیلم لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند
فیلم بلند
فصل کرگدن - (۱۳۹۰)
۳۰ ثانیه درباره ما - (۱۳۸۸)
کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره - (۱۳۸۸)
نیوه‌مانگ - (۱۳۸۵)
لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند - (۱۳۸۲)
آوازهای سرزمین مادری‌ام - (۱۳۸۱)
زمانی برای مستی اسب‌ها - (۱۳۷۸)


  • نویسنده

«قضیه شکل اول، شکل دوم»
عباس کیارستمی
نمره imdb : 7.7

مستند «قضیه شکل اول، شکل دوم» توسط عباس کیارستمی در بحبوحه انقلاب ایران ساخته شده و به یک چالش اخلاقی می‌پردازد.
معلمی مشغول کشیدن نقاشی روی تخته‌سیاه برای شروع تدریس است که صدای کوبیدن روی میز می‌شنود، اما نمی‌داند چه کسی مسئول آن است. او تعدادی از دانش‌آموزان را از کلاس اخراج کرده و چالشی ایجاد می‌کند؛ «یا همه یک هفته از کلاس محروم هستند و یا شخص خاطی را معرفی می‌کنند و کسی که خاطی را معرفی کند به کلاس برمی‌گردد.»

• ابتدا با والدین به شکل مستند مصاحبه می‌شود که به نظر آنها فرزندشان چه باید بکند؟ سپس شکل اول و دوم آغاز می‌شود.

• در شکل اول یکی از دانش‌آموزان مقاومت را می‌شکند و هم‌کلاسی‌اش را لو می‌دهد و به کلاس برمی‌گردد. سپس با ده‌ها نفر از مطرح‌ترین سیاستمداران و روشنفکران دوران انقلاب درباره راه حل صحیح اخلاقی برای این مسئله گفتگو می‌شود.

• در شکل دوم همه مقاومت می‌کنند و پس از یک هفته به کلاس برمی‌گردند و مصاحبه مجدد انجام می‌شود.

برخی از مصاحبه شوندگان این فیلم عبارتند از:

• دکتر کمال خرازی
• دکتر غلامحسین شکوهی (وزیر آموزش و پرورش وقت)
• نادر ابراهیمی (نویسنده)
• احترام برومند (همسر داوود رشیدی و گوینده تلویزیون)
• علی موسوی گرمارودی (شاعر و نویسنده)
• مسعود کیمیایی (فیلمساز)
• عزت‌الله انتظامی (بازیگر تئاتر و سینما)
• دکتر عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان)
• راب داوید شوفت (رهبر مذهبی وقت کلیمیان ایران)
• اسقف آرداک مانوکیان (رهبر مذهبی وقت ارامنه ایران)
• صادق قطب‌زاده (سرپرست وقت رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران)
• دکتر محمود عنایت (نویسنده و روزنامه نگار)
• ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت، از تئوریسین‌های انقلاب و زندانی سیاسی فعلی)
• نورالدین کیانوری (دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران)
• صادق خلخالی (حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی)
• دکتر هدایت‌الله متین دفتری (بنیانگذار جبهه دموکراتیک ملی ایران)
• حجت الاسلام دکتر علی گلزاده غفوری (نماینده مجلس خبرگان)

این مستند به دلیل پوشش دادن طیف وسیعی از عقاید، خیلی زود خرابکارانه دانسته شده و سپس تکفیر و ممنوع شد و هیچگاه به نمایش عمومی در نیامد. کیارستمی در سال ۲۰۰۳ آن را در جشنواره تورین معرفی کرد و سال ۱۳۸۸ و پس از سی سال در اینترنت برای عموم اکران شد. بیان دیدگاه‌ها و نقطه‌‌نظرات افراد از جنبه‌های متفاوت ایدئولوژیکی بسیار جذاب است. می‌توانید فیلم را در آدرس زیر ببینید یا دانلود کنید. (حجم ۲۶۵ مگابایت و بهترین کیفیت)
http://vimeo.com/79940920

نسخه‌های کم‌حجم‌تر با کیفیت متفاوت نیز در دیگر وبسایت‌ها قابل دانلود است.

  • نویسنده

«سال گذشته در مارین باد»
"آلن رنه"
در هتلی مجلل و قدیمی یک غریبه تلاش می کند زنی متاهل را متقاعد کند همراه با او بیاید اما به نظر می رسد آن زن به سختی رابطه ای مخفیانه که سال قبل داشته اند را به یاد می آورد.آدم های اشرافی سرد و بی روح از کنار یکدیگر می گذرند و به بازی چوب کبریت می پردازند.سال گذشته در مارین باد فیلمی متعارف و با قصه ای سرراست نیست.فیلم در زمینه های مختلف قاعده ها را می شکند.از عنوان بندی فیلم تا نداشتن قصه متعارف و شکستن خط روایی شیوه کلاسیک و درهم تنیده شدن زمان.

  • نویسنده

محسن مخملباف
درباره فیلم
محسن مخملباف در سال ۱۳۷۴، در حالیکه در پویش های فکری خودش به دانسته های جدیدی رسیده، تصمیم می گیرد فیلمی درباره گذشته خودش بسازد و ببیند آیا نسل قدیمی تر می تواند نسل جدید تر را کارگردانی کند و آیا می شود روشهای خشونت آمیز چگوارا و روش های صلح آمیز گاندی را در یک مبارزه، آشتی برقرار کرد؟ او سالها قبل و زمانی که یک جوان هفده ساله انقلابی بود تصمیم به مبارزه خشونت آمیز با حکومت شاه گرفته بود. حاصل کار اما فیلمی است به نام 'نون و گلدون'.
ویژگی فیلم
'نون و گلدون' یک فیلم لطیف با ساختاری پیچیده و در عین حال ساده است. روایتی سینمایی و خلاق از فاصله گذاری و شکستن زمان که توسط فیلمسازی که می خواهد با بازسازی گذشته خودش، به نقد یک روش بپردازد. فیلم حضور درخشان و موفقی در زمان خودش در جشنواره های بین المللی فیلم داشت و در سال ۱۹۹۹ به انتخاب منتقدین و مدیران جشنواره های جهانی فیلم به عنوان یکی از ده فیلم برتر جشنواره ها جهان در دهه ۹۰ انتخاب شد.
نگاه کارگردان
من متولد شده جنوب شهر تهرانم در یک جامعه سنتی مذهبی، متاثر از این فرهنگ مذهبی شدم. بعد تجربه انقلاب اسلامی را داشتم. بعد سال به سال تردید کردم اول به کسانی که به عنوان اشخاصی که باور داشتم فکر کردم آنها به راه انقلاب و دین نمی روند بعد کم کم به انقلاب شک کردم و فکر کردم اشکال در خود انقلاب هست، بعد کم کم شک کردم به این نگاه دگماتیک دینی. هی اینها رو مثل ماری که پوست می اندازه پوست انداختم، و اینها تردیدهای است که نه در من بلکه در جامعه ی من بوده منتها من یک نسلی را نمایندگی می کردم در واقع نون و گلدون یک بازنگری است به روش انقلاب.
سوال من در این فیلم این هست آیا اگر یک انقلابی باخشونت به پیروزی برسد آیا می تواند برای مردم اش صلح و مهربانی به ارمغان بیاورد یا باید در این روش هم تجدید نظر کرد؟
در این فیلم من به بهانه نقد خودم در واقع یک فرصتی را دارم ایجاد می کنم که انقلاب اسلامی و روش خشنی که با آن به پیروزی رسید را نقد کنم.
این فیلم نقد من توسط خودم هست تا بتوانم ظرفیت نقد پذیری را در جامعه بالا ببریم چرا که اگر انقلاب را مستقیم را نقد می کردم مطلقا به این فیلم اجازه پخش داده نمی شد،گویا که همین طوری هم فیلم تا مدت ها توقبف بود.
منبع : سایت بی بی سی فارسی

ماهی و گربه (1392)
شهرام مکری

زمستان است و جشن بادبادک بازی دانشگاه هاست... کمپی در کنار رودخانه یا دریاچه ای واقع در جنگل های شمالی کشور... پرویز،لادن،مارال،مینا،نادیا،پروانه،پدرام،عسل،شهروز،کامبیز،... دختر و پسرهایی هستند که قرار است چند شبی را آنجا بگذرانند...و کلبه -رستورانی در نزدیکی و همسایگی کمپ و بابک و سعید و حمید که اداره کنندگان و ساکنین این کلبه -رستورانند.

ماهی و گربه فیلمی ست مستقل و تجربی در یک سکانس پلان 134 دقیقه ای(توجه دوستان را به این نکته جلب می کنم که تک شات 134 دقیقه ای در تاریخ سینما بینظیر است)،فرم غیرخطی فیلم اشباع شده از تکنیک زمان دایره ای ست،"این فیلم یک اثر مهندسی ست" لنز دوربین مکری با سرپرستی کلاری در یک مساحت هزار متری در 134 دقیقه بدون حتی یک کات با بازیگرانش می گردد و این گشت و گذار که سیری دوار دارد آنقدر تکرار می شود که ناگهان خود را در کنار شخصیت ها در حال چرخیدن می یابید و همراه با آنها واقعیت را از پرسپکتیو هر یک از آنها بصورت جداگانه بررسی می کنید...

شخصیت پردازی مکری برای من از نقاط قوت فیلم بود... با وجود داستان غیرمعمول و شیوه ی روایت غیرمعمول هیچ یک از شخصیت ها غیرمعمولی نیستند!... مخاطب می تواند برای آنها گذشته ای چندخطی در حافظه اش ذخیره کند حتی با کاراکترهایی که اسمشان هست ولی تا پایان فیلم نمی بیند(نظیر حمید که در دقایق پایانی وارد قاب می شود)... شخصیت ها عمق دارند و حتی بعضی از آنها و داستانشان را می شود طرح فیلمنامه ای جدید قرار داد و با آنها فیلم ساخت... از شیوه ی گفتگو و دیالوگ ها و حتی موسیقی کلاسیک مورد پسند بابک و سعید و حمید (نام شخصبت قاتلان فیلم)،می توان فهمید که آنها انسان هایی تحصیل کرده و مبادی آداب و روشنفکرند و همین آنها را ترسناک تر می کند... مخاطب را متوهم می کند که تهدید و رعب و وحشتی که از ابتدای فیلم گریبانگیرش است ممکن است هر جایی در اطرافش حتی در لبخند تماشاگر بغل دستی اش در سالن سینما موجود باشد...

متن نوشته شده ی ابتدای فیلم خبر می دهد که سال 77 جنایاتی رخ داده است و کم کم در خلال فیلم می فهمیم که این جنایات همچنان ادامه دارند و قاتلین هنوز هستند پس هیچ واقعیتی را پایانی نیست...پایان بندی فیلم یعنی جایی که قرار است اولین قتل را ببینیم دوربین روی برمی گرداند و قاب با رویای کاراکتر مقتول پر می شود... گروه موسیقی پالت!...پشت دوربین دختری در حال قربانی شدن است و مخاطب تنها رویای او را در فضای لایتناهی آسمان و بادبادک هاست که می بیند... واقعیت چیست؟؟! رویاهای انسان؟؟!...حقیقتن مکری شگفت آور است!

پی نوشت: بسیار خوشبخت و راضی ام که قبل از مرگ ماهی و گربه را دیدم،برای من تجربه ای خاص و ناب بود و امیدوارم عمری باشد و قبل از مرگ ماهی و گربه 2 را که مکری مژده ی ساختش را داده ببینم چرا که در آن چگونگی انجام قتل ها را خواهم دید!

  • نویسنده


نام فیلم: کارنه

نام کارگردان: گاسپار نوئه
برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره کن 1991

داستان: "مرد قصابی در پاریس بعد از اینکه به طرز وحشیانه ای به دخترش حمله

می شود قصد انتقام می کند. فیلمی چهل دقیقه ای درباره ی زندگی مرد قصاب 

در دهه 70. فیلم با تصاویری از کشتار یک اسب و تولد یک کودک اغاز می شود... 

قصاب با دید تلخی به جهان نگاه می کند او از خیلی چیزها متنفر است. و این 

خشم،موقعی که مردی به دختر عقب مانده اش تجاوز می کند فوران کرده و باعث 

می شود او مردی دیگر را به اشتباه مورد ضرب وشتم قرار دهد و به زندان بیفتد..."
--------------------------------------------
(توضیح: گوشت اسب با اینکه در سراسر دنیا حرام است اما در فرانسه خورده می 
شود. گوشت اسب، گوشت شیرین و نرمی است که بسیاری معتقدند برای سلامتی بسیار مفید است. به خاطر قیمت مناسب و رنگی که گوشت اسب دارد 
در زبان فرانسه به آن کارنه می گویند.)

  • نویسنده